
آیا نوازندگان موفق دارای نبوغ خاصی بوده اند ؟ آیا استعداد نقش بسیار مهمی را در این زمینه بازی میکند ؟ همواره در ذهن علاقمندان به موسیقی و بالاخص هنرجویان این مساله وجود دارد که بارها خود را با دیگر هنرجویان مقایسه میکنند و در برخی از زمینه ها از استعداد و نبوغ سخن می اوردند.
اما مهمترین نکته در این زمینه ممارست در تمرینات میباشد و پشتکار و صبر در این زمینه حرف اول را میزند . مسلما داشتن استعداد در این زمینه موجب سهولت شما در رسیدن به مقصودتان است اما بسیاری با شکست روبرو میشوند چرا که مقهور و مغرور این توانایی شده و پس از مدتی نه تنها به نتیجه نمیرسند بلکه بسیاری از فرصت ها را نیز از دست داده اند.
اما برای اینکه به هدفهای خود در نوازندگی برسید ابتدا داشتن اهداف مقطعی و سپس بلند مدت بایستی در ذهن شما شکل و ثبت گردد. در طی سالها نوازندگی و تدریس متوجه شده ام یکی از مشکلات اساسی نوازندگان نداشتن برنامه تمرینی روزانه و مرتب میباشد .
آیا تا بحال به این توجه کرده اید پس از سالها نوازندگی چگونه میتوانید از پس قطعات مختلف و همچنین تمرینات گوناگون بر آیید ؟
آیا تابحال با دیدن قفسه کتاب مملو از اتودها و متدهای مختلف گیتار دچار سردرگی نشده اید ؟
آیا میدانید چند قطعه در رپرتوار شما جای دارد و چگونه میتوانید بعنوان یک نوازنده همیشه این رپرتوار را هم حفظ و هم ارتقا دهید ؟
بنظر میرسد یک نوازنده بایستی دور نمایی از آینده نوازندگی خود نیز ترسیم کند و برای رسیدن به این دورنما داشتن برنامه و تفکری دقیق و منظم شرط اول در نوازندگی میباشد .
در طی مطالب آینده نمونه هایی از جنبه های تمرینات چه از نظر ذهنی و چه فیزیکی برای علاقمندان ارائه خواهد شد . مسلما در این امر استفاده از تجربیات نوازندگان برجسته بین المللی اولویت اول ما در این امر میباشد.

طنین صدای این ساز (بسته به جنس بدنه و سیم ها) مناسب برای موسیقی کلاسیک، فلامنکو و بعضاً موسیقی پاپ است. بنابر این اگر علاقمند به نوازندگی به سبک کلاسیک یا فلامنکو هستید یا تصمیم دارید برای اولین بار گیتار یاد بگیرید، این نوع گیتار برای شما مناسب تر است. جنس صدای گیتار فلامنکو خشن تر و تیز تر است در حالیکه صدای گیتار کلاسیک آرام، شفاف و لطیف تر است. تفاوت صدای این دو گیتار (با وجود ظاهر و ساختار یکسان) در جنس چوب و سیم به کار رفته است. بدنه گیتار فلامنکو معمولاً از چوب اقاقیای کانادایی (Rosewood) و رویه آنها از چوب صنوبر (Spruce) است که باعث ایجاد صدایی کاملاً خشک و منحصر به فلامنکو می شود.
در نوعی از گیتارها موسوم به Cutaway بدنه دارای انحنائی در یک طرف است که به نوازنده اجازه می دهد تا از فرت های پایین برای اجرای ملودی استفاده نماید. این نوع گیتار کلاسیک در موسیقی پاپ و برخی اجراهای موسیقی جز به کار می رود و معمولاً دارای پیکاپ است.

گیتار آکوستیک (Acoustic guitar) ظاهر این ساز شبیه به گیتار کلاسیک است. سیمهای این گیتار فلزی است و کاسه صدای آن بزرگتر می باشد. به همین دلیل صدای گیتار آکوستیک دارای یک زنگ خاص است و به دلیل همین طنین زنگدار بیشتر در آهنگهای بلوز، کانتری، فولک و راک به کار می رود (و شاید به همین دلیل این نوع گیتار در ایران طرفداران چندانی ندارد). اما اگر از طرفداران موسیقی بلوز، کانتری یا فولک هستید بهتر است این نوع گیتار را انتخاب کنید.
دسته گیتار آکوستیک نسبت به گیتار کلاسیک باریکتر است و سیمها به یکدیگر نزدیک ترند. لذا تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی این ساز راحت تر است و حتی بعضاً تکنیکهایی روی این ساز قابل اجرا است که با گیتار کلاسیک امکان پذیر نیستند. مثلاً بعضی از نوازندگان آکوستیک، از انگشت شست دست چپ خود برای گرفتن سیمهای بالاتر استفاده می کنند. البته اجرای صحیح و شفاف نتها با این ساز قدرت بیشتری لازم دارد. چرا که سیمهای این ساز فلزی هستند و حتی در سازهای با اکشن پایین، نسبتاً به نیروی بیشتری برای نواختن نت یا بند کردن (Bending) احتیاج دارند.
جنس این نوع ساز، در انواع مرغوب از جنس Rosewood یا چوب افرا Maple است و دسته آن معمولاً دارای 14 فرت تا لبه بدنه و 20 فرت تا سوراخ صدا است. انواع پیکاپ دار این ساز نیز در بازار وجود دارد.


گیتار آوِیشن (Ovation Guitar) گیتار آوِیشن نسل جدیدی از گیتارآکوستیک است که کاسه صدای آن از جنس PVC می باشد و اولین بار در دهه 50 مدلهای نخست آن تولید شدند. گیتار آویشن دارای یک پیکاپ "پیزو" است (لینک به مطلب پیکاپها) و صدایی بین گیتار الکتریک و آکوستیک تولید می کند. اما صدای بدون پیکاپ آنها مشابه گیتار آکوستیک است. برخی از انواع آویشن ها به دلیل تغییراتی که در سوراخ صدای آنها ایجاد شده است، دارای ظاهر بسیار زیبا و منحصر به فردی هستند.
این ساز بیشتر مناسب نوازندگان آکوستیکی است که در کنسرتهایشان با مشکل فیدبک (Feed Back) در صداهای بالای آمپلی فایر دست و پنجه نرم می کنند.

دوبرو یا گیتار رزوناتور (Dobro- Resonator Guitar) در اواخر دهه 20 میلادی که گیتار به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی بلوز مطرح شده بود، طیف جدیدی از درخواستها از سازندگان گیتار در آمریکا، مبنی بر ساخت نوعی از گیتار که صدای بلندتر و پر طنین تری داشته باشد و برای ضبط در استودیو های ابتدایی آن زمان مناسب باشد، آغاز شد.
برای اولین بار در سال 1920 گیتارهایی با بدنه آلومینیوم، با طراحی خاص سوراخهای صدا، ساخته و عرضه گردید که مورد توجه نوازندگان بلوز قرار گرفت. این گیتارها به "دوبرو" موسوم هستند و صدایی به اصطلاح "تودماغی" دارند. این ساز معمولاً با اسلاید (یک لوله فلزی یا شیشه ای که در یکی از انگشتان دست چپ نوازنده قرار می گیرد و نوازنده آن را روی سیم می لغزاند) نواخته می شود. این نوع گیتار تنها در برخی قطعات بلوز (به خصوص سبک دلتا بلوز) و بلوگرس (Blue grass) به کار می رود و در ایران بسیار بسیار به ندرت یافت می شوند.

|
|
|
میتوا ن به Recuerdos de la Alhambra , Danza mora ، Capricho Arab
|
جورج کاردوسو - کنسرتهای بسیاری را در آرژانتین - چین - کوبا - فنلاند - اسپانیا- اتالیا - مراکش - ترکیه - آمریکا - انگلیس برگزار نموده است وی جدا از اینکه در تبجر بالایی در نوازندگی دارد توانسته است نام خود را بعنوان یکی از آهنگسازان معاصر گیتار کلاسیک مطرح سازد . قطعات ساخته شده وی برخواسته از زادگاه و فرهنگ وی یعنی موسیقی آمریکای جنوبی میباشد.
بیش از 350 اثر در کارنامه اهنگسازی وی دیده میشود سوئیت ها و قطعاتی برای تکنوازی گیتار - دو نوازی برای گیتار و ویلون کیتار و فلوت - تریو - کوارتت
وی همچنین قطعات بسیاری را از موسیقی محلی آمریکای جنوبی تنظیم نموده است و همچنین قطعاتی از دوران مختلف همچون باروک تا رنسانس .
بسیاری از قطعات وی را میتوان بعنوان یک رپرتوار مناسب و جذاب در کنسرت اجرا کرد و بسیاری از نوازندگان گیتار کلاسیک آثار کادوسو را ضبط و اجرا نموده است.
وی را میتوان یک محقق نیز در زمینه موسیقی و نوازندگی گیتار دانشت مقالات او در زمینه تکنیک های گیتار کللاسیک و تفسیر و آنالیز قطعاتی آمریکای جنوبی راهگشای بسیاری از نوازندگان جوان میباشد و مستر کلاسهای متعددی را در این زمینه برگزار نموده است .
کتابهایی که توسط وی نگارش شده است :
Rhythms and Musical Forms of South America
Musical History from the 16th century to the present
در زمینه نوازندگی در مسابقات مختلف توانسته است رتبه های نخست را از آن خود نماید که میتوان به مسابقات زیر اشاره نمود:
Cuarto Concurso Nacional de Compo sición (Salta, 1961)
Concurso Internacional de Guitarra Clásica (Morón, Buenos Aires, 1973)
در هر سازی و هر سبکی بزرگانی بوده اند که همیشه جاودانه مانده اند بزرگانی چون موزارت - باخ - بتهوون و غیره شاید بدون هیچ اغراقی باید اذعان کرد در این زمینه گیتار نوازان کلاسیک همیشه وامدار سایر سازها بالاخص پیانو بوده اند و نداشتن آهنگسازی بزرگ بسان سایر سازها یکی از مهمترین علت های ارزش ندادن به این ساز در گذشته بوده است. آگوستین باریوس مانگوره بدون شک بزرگترین آهنگساز تاریخ گیتار کلاسیک میباشد.
و همچنین نوازنده ای با تکنیک فراتر از زمان خود کسی که در هنگام حیات کارهایش بچشم نیامد و هنگامی به شهرت جاودانی رسید که از این دنیا چشم فرو بسته بود.
Eva Fampas در سال 1964 در آتن یونان بدنیا آمد .همگان ار را بعنوان یکی از نوازندگان برجسته گیتار کلاسیک در یونان میشناسند
وی کنسرتهای بسیار زیادی را برگزار نموده است و بارها آثار او از رسانه های کشور یونا ن از قبیل رادیو و تلویزیون پخش شده است
در یک خانواده که اهل موسیقی بودند بدنیا آمد و گیتار را زیز نظر پدرش که آهنگساز - گیتاریست و مدرس برجسته ای بود فرا گرفت
اولین اجرای خود را در سن 12 سالگی و با درخشش بر روی صحنه انجام داد و در سن 16 سالگی توانست در مسابقات بین المللی گیتار میلان مقام اول را از آن خود کند وی تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار آتن انجام دارد که در حالیکه 17 سال سن داشت از کنسرواتوار فارغ التحصیل شد . یکی از عمده فعالیتهای وی در حال حاضر کنسرت و مستر کلاس و اجرای قطعات آهنگسازان بومی میباشد
فامپاس در کشورهایی چون چین - اتالیا - روسیه - سوئد - آلبانی - برزیل - پراگوئه و سایر کشورهای دنیا کسنرت برگزار نموده است
بر اساس يافتههاي پژوهشگران برزيلي، گوش كردن به آثار «موتزارت» باعث ميشود كه واكنش بيماران در حين انجام يك آزمايش خاص چشمپزشكي، قابل اعتمادتر باشد.محققان برزيلي، از سي بيمار كه چشم آنها به بيماري گلوكوم يا آب سياه مبتلا بوده است، خواستند تا پيش از انجام اين آزمايش، 10 دقيقه به سونات پيانوي موتزارت گوش كنند.
در همين حال سي بيمار ديگر در سكوت، منتظر انجام اين آزمايش بودند. اين تحقيق، كه نتيجه آن در مجله چشمپزشكي بريتانيا چاپ شده است، حاكي است كه گوش كردن به اين موسيقي، باعث شد كه بيماران گلوكومي با دقت بيشتري در اين آزمايش شركت كنند. آزمايش «توانايي خودكار چشم در تحليل تصاوير محيطي»، معمولاً در بيماران گلوكومي، روشي قابل اعتماد نيست، چون نتايج آن به دقت بيمار در انجام اين آزمايش بستگي
دارد، اما بر اساس نتايج اين تحقيق، دقت بيماران پس از شنيدن يكي از آثار موتزارت، بهبود مييابد.
بسياري از اين اخبار را روزانه از سراسر جهان ميشنويم كه موسيقي چه آثار مثبتي بر روح و روان انسان، نباتات، حيوانات و… دارد. موسيقي و موسيقيدانان در دنياي امروز رهرواني مناسب براي بهداشت رواني جامعهاند.
درمان با موسيقي گانداروا ـ نواهايي براي ايجاد تعادل در طبيعت
در چند سال اخير، آيورودا نخستين روش درماني پيشرفته بر اساس موسيقي را ارائه كرده است. بيماران در كلينيكهاي ما، هر روز به مدت كوتاهي به نواي موسيقي گانداروا ودا ـ شاخهاي از ادبيات گستردة ودايي كه به «دانش الحان موسيقي» معروف است ـ گوش فرا ميدهند. موسيقي گانداروا قرنها پيش در هند باستان پا گرفت و امروزه هنوز قواعد آن، پايه و اساسي براي راگاهاي زيبا و طولاني است كه نوازندگان هندي آنها را مينوازند.
گانداروا ودا حاوي چندين تكنيك بسيار پيچيده است كه براي تغيير فيزيولوژي بدن به كار ميرود. موسيقي چيزي فراتر از نوايي «آرامشبخش» يا «مهيّج» است. راستي چرا به آن گوش ميدهيم؟ البته به خاطر لذت، اما همه لذتها به گونهاي بدن را تغيير ميدهند. معمولاً بعد از گوش كردن موسيقي باخ يا موتزارت، فشار خون خود را اندازه نميگيريم كه ببينيم چقدر بر ما تأثير گذاشته است ولي اگر بخواهيم فشار خون خود را پايين بياوريم آواي موسيقي كلاسيك ملايم و آهسته، داروي بسيار مؤثري است.
موسيقي به عنوان دارو
اين حقيقت كه موسيقي ميتواند نوعي شيوة درمان باشد نخستين بار در دهلي نو در كنفرانسي كه راجع به موارد استفاده كلينيك موسيقي گانداروا براي پزشكان تشكيل شده بود به ذهنم خطور كرد. در طي كنفرانس، يك خانم پزشك آيورودايي پشت تريبون رفت و اعلام كرد به جاي صحبت راجع به موسيقي گانداروا، ترجيح ميدهد نحوة عملكرد آن را به حضّار نشان دهد.
بر اين اساس از ما خواست كه براي چند دقيقه به آوايي كه به ويژه متعادلكنندة واتا بود گوش كنيم. زماني كه با آوايي تپنده و غريب شروع به خواندن ترانهاي دلفريب كرد چشمان خود را بستيم. سپس درخواست كرد هر كس نبض شخص كنارش را بگيرد. وقتي چنين كرديم متوجه شديم كه كاهش چشمگيري در ضربان نبض همه به وجود آمده است. بعد اقدام به خواندن آوازي كه ريتم تندتري داشت كرد. مجدداً براي چند دقيقه به آن گوش سپرديم و متعاقب آن نبض يكديگر را گرفتيم. ميزان نبض هر يك از ما بيشتر از حد نرمال، كه هفتاد تا هشتاد بار در دقيقه است، بود. در حقيقت، نواي موسيقي بدن ما را ماهرانه به سويي كه آن دكتر خواسته بود رهنمون ساخته بود. اين تكنيك اساسي، به همراه دهها تكنيك متنوع ديگر كه منطبق با بخشهاي مختلف بدن هستند، دانش پزشكي گانداروا ودا را تشكيل ميدهند. زيربناي دانش موسيقيدرماني، اين فرضيه است كه اصوات
موزون همان ارتعاشاتي هستند كه دوشاها را به حال تعادل در ميآورند.

دوشاها علاوه بر مزهها، رنگها و بوها با برخي آهنگهاي معين متعادل ميشوند و با برخي ديگر آشفته گشته و از حالت تعادل خارج ميگردند. نواختنِ تند يا كندِ موسيقي، تنظيم و كوك ابزار موسيقي به طريق بم يا زير و نحوة تنظيم الگوهاي موزون موسيقي، همگي تكنيكهايي براي تغيير واكنش شنونده هستند. متون گانداروا حاوي راگاهايي هستند كه براي اوقات مختلف صبح و ظهر و شب مناسب ميباشند. براي مثال، هنگامي كه واتا بر اثر مشغلة كار در ساعت چهار بعد از ظهر به اوج ميرسد موسيقي ميتواند فشار كار را كاهش داده و ما را به وضع آرامتري سوق دهد.
نقل شده است كه اگر آهنگهاي گانداروا به طور صحيح نواخته شد تأثيرات كيهاني بر جاي ميگذارد. بدن انسان به تغييراتي كه بازتاب ريتمهاي متغير طبيعت هستند واكنش نشان ميدهد. تنها نبض شما نيست كه به هنگام شب آرام ميگيرد بلكه همه گياهان و جانوران نيز در انطباق با چرخههاي شبانة خود واكنش نشان ميدهند. موسيقي گانداروا همه آن ارتعاشات اساسي را كه از طريق طبيعت در هر لحظه به تپش در ميآيند در بر ميگيرند.
كاربرد موسيقي گانداروا
گانداروادرماني، بخش لاينفكي از برنامة درماني بيماران بستري در كلينيك ما ميباشد. براي استفاده خانگي از آن ميتوان نوار كاستها يا ديسكهاي فشردة موسيقي گانداروا را از طريق پست سفارش داد و در تمام مدت روز، هر سه ساعت به يكي از آنها گوش داد. هر بخش سه ساعته را «ساندهيا» مينامند و در هر يك از اين ساندهياها بايد به آهنگ خاصي گوش فرا داد. ساندهياها مثل نقاط قطبنما به يكديگر وصل ميشوند:
چهار ساندهياي اصلي كه در تصوير به صورت طلوع آفتاب، ظهر، غروب و نيمهشب نشان داده شدهاند نقاط عمده تغيير در چرخة روزانه هستند و تغيير و تحولاتي را كه در اين مقاطع زماني در ريتمهاي طبيعت رخ ميدهند منعكس ميكنند. چهار نقطة ديگرِ تغيير ريتم وجود دارد كه عبارتاند از: نيمة بامداد، شب و قبل از سحر. بدين ترتيب مقاطع سه ساعته از اين قرارند:
اين مقاطع زماني تقريبي هستند و بايد به تناسب فصول سال تغيير يابند. قاعده كلي آن است كه هنگام طلوع آفتاب، آغاز نخستين ساندهيا ميباشد.
درست مثل تغيير فصول سال كه دوشاهاي شما را در مقابل عدم تعادل آسيبپذير ميكند (و موجب سرماخوردگيهاي بهاره و حساسيتهاي اواخر تابستان ميشود) بدن شما نيز به مقاطع تغيير ريتم روزانه حساس است. همه عملكردهاي بدن در ساعات معيني از روز داراي اوج و در مواقع ديگر داراي افول هستند. موسيقي گانداروا همه اين فراز و فرودها را به جريان مستمر واحدي در انجام فعاليت تبديل كرده و نوسانات و ناهمواريها را حذف مينمايد. اگر سعي داريد بخوابيد اما نميتوانيد، به خاطر آن است كه ذهنتان هنوز درگير كارهاي نيمهتمام روز است. در اينجا از فقدان يك تغيير حالت آرام رنج ميبريد و گانداروا ميتواند آن را براي شما فراهم آورد.
ده دقيقه گوش فرا سپردن به موسيقي گانداروا در مواقع زير ميتواند بسيار مفيد باشد
به عنوان بيداركنندهاي آرام در هنگام صبح.
بعد از صرف غذا، براي آرام كردن عمل هضم.
به عنوان وسيلهاي براي به خواب رفتن، درست قبل از خواب.
در دوران نقاهت پس از بيماري.
در مواقع گوش كردن به موسيقي بهتر است آرام بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد. بگذاريد توجهتان به آرامي معطوف آهنگ شود. اگر حواستان پرت شد آن را دوباره به آرامي به روي موسيقي تمركز دهيد. وقتي كه آمادة بيدار شدن از خواب هستيد ضبط صوت را خاموش كنيد و يكي دو دقيقه در سكوت بنشينيد.
اگر سعي داريد وزن خود را كم كنيد قبل از هر وعده غذا پنج دقيقه به موسيقي گانداروا گوش كنيد. اين كار باعث هشياريتان ميشود و به شما كمك ميكند تا بفهميد واقعاً چقدر گرسنه هستيد. اين موسيقي همچنين ميتواند در موقعي كه بر اثر اختلال واتا دچار نگراني و اضطراب هستيد مفيد واقع شود. تمركز آرام و ملايم بر موسيقي موجب آرامش و تسكين اين دوشا ميگردد.
بر پاية اعتقادي سنتي گفته ميشود كه پخش موسيقي گانداروا، هنگامي كه حتي در اتاق حضور نداريد سودمند است. اثر متعادلكنندة راگاها بدون حضور شخص نيز وجود دارد ولي تأثيرش بدان حدي نيست كه شخص حضور داشته و به آن گوش ميدهد. اگرچه اين تأثير از ديدگاه غرب غير قابل توضيح است ولي هر كس كه در خانهاي قدم گذاشته باشد به طريقي ميفهمد كه در آنجا مردمي شاد زيستهاند يا غمگين. گانداروا با ظرافتي خاص، فضا را با ارتعاشات شاد انباشته ميسازد. براي امتحان ميتوانيد اين موسيقي را براي چند روز متوالي بيوقفه در خانه خود پخش كنيد و هنگامي كه به خانه برگشتيد خود تأثير آرامش بخش و هماهنگكننده آن را دريابيد.
از آنجا كه راگاها بر پايه موسيقي غرب استوار نگشتهاند نوع سازها و اصوات آنها براي گوش ما ناآشنا و غريب جلوه ميكنند. بعضي از افراد اين آهنگها را زيبا مييابند و برخي ديگر به تدريج به آنها خو ميگيرند. ولي اثر اين موسيقي را بايد از جنبة تأثير آن بر بدن مورد قضاوت قرار دارد. اگر با شنيدن آن احساس شادابي، سبكي و هشياري ميكنيد پس موسيقي كار خود را كرده است.
چگونه گانداروا درماني را ياد بگيريم
براي استفاده از موسيقي گانداروا به عنوان نوعي شيوة درمان خانگي كافي است نوارها و ديسكهاي فشرده آن را توسط پست به آدرسي كه در انتهاي كتاب آمده است سفارش داده و آنها را به وسيله دستگاه پخش صوت گوش كنيد. همچنين خود ميتوانيد ياد بگيريد نوازندة گانداروا شويد. اين موسيقي در مدارس گانداروا ـ ودا كه در آمريكا، اروپا و هندوستان تأسيس شدهاند توسط اساتيد مشهور موسيقي كلاسيك هند آموزش داده ميشوند. هنرآموزان، در هر سطحي از مهارت كه باشند ـ حتي مبتدي ـ مورد پذيرش قرار ميگيرند. علاوه بر سيتار و تابلا كه زهي و كوبهاي هستند ميتوان فلوت هندي و نوعي سهتار به نام «وينا» را نيز در اين مدارس ياد گرفت. اين دو ساز بسيار قديمي اگر با صداي انسان همراه شود نابترين ابزار نواختن آهنگهاي گانداروا محسوب ميگردند.
ديپك چوپرا / مترجم: حميدرضا بلوچ / حسن هنديزاده
منبع : ماهنامه موسیقی مقام
در اوایل قرن 19 ام گیتار کلاسیک شخصیتی جدید بخود گرفت شکل ظاهری آن طویل تر و باریکتر شد. تعداد پرده های آن تا دهانه ی گیتار افزایش یافت و به زبانی دیگر ظاهری شبیه به گیتار امروزی گردید.
قرن 19 ام را میتوان اوج دوره ی بست و توسعه گیتار نامید. تغیرات اجتماعی که زیر سایه انقلاب صنعتی شکل گرفته بودند، تاثیری فوق العاده در تاسیس و شکل گیری گیتار در قرن 19 ام ایفا کردند. پیشرفت هایی که در صنعت حمل و نقل به وجود آمد (به طور مثال قطار ها) کمکی چشمگیر به حمل و نقل نوازنده برای برگزاری کنسرت و همچنین منتشر شدن آثار آهنگسازان نمود.

تصویری از گیتار در قرن 19 ام
بدون شک مهمترین نوازنده ی گیتار آن زمان کسی نبود جز گیتاریست اسپانیایی فرناندو سور (1778 – 1839). با اینکه سور یک آهنگساز برجسته در موسیقی صحنه بود اما قطعه ای که برای گیتار نوشت سهمی چشمگیر در بالا بردن اعتبار او داشت.
سور بعد از پایان جنگ اسپانیا با موفقیت گیتار را به همراه خود به انگلستان برد.
تصویری از فرناندو سور را در زیر مشاهده می کنیم:

از میان دیگر شخصیت های برجسته گیتار در این دوران میتوان به دیونیسیو آگوادو که به خاطر کتاب متد گیتارش به شهرت رسید و نوازندگان مطرحی از کشور ایتالیا همچون فردیناندو کارولی، متئو کاراکاسی و مائورو گیولیانی اشاره نمود.
از زیر به ترتیب تصاویری از آگوادو، کارولی، کاراکاسی و جیولیانی را مشاهده می کنیم :

آگوادو

کارولی

کاراکاسی

حیولیانی
از آهنگسازان مطرح این دوران میتوان به برلیوز و پاگانینی نوازنده افسانه ای ویولون اشاره کرد که هر دو علاوه بر آهنگسازی، نوازنده گیتار نیز بودند. تاثیری که ساز گیتار روی برلیوز گذاشت به خوبی در آکورد هایی که مینوشت نمایان است. کوآرتت هایی که پاگانینی در زمان حیات برای گیتار نوشت این نکته را روشن می کند که او به خوبی با توانایی ساز گیتار و رنگ آمیزی صوتی آن هنگام ترکیب با سازهای چون ویولون و ویولا آشنایی داشته با این حال آثاری که پاگانینی برای گیتار نوشت به درخشانی تصنیفات او برای ساز ویالن نبود.
در زیر تصاویری از پاگانینی و برلیوز را مشاهده می کنیم

پاگانینی

برلیوز
در اسپانیا گیتاریست های دیگری نیز ظهور کردند همچون جولیئن آرکاس با استیلی مردمی و برگرفته از نوازندگان فلامنکو و ناپلئون کسته (آهنگساز و نوازنده مطرح فرانسوی) و همچنین شخصیت های دیگری مانند خوآن کاسپر مرتز، زنی دو فرانتی، متئو باویلاگ، ونزسلائوس متیگکا، جان بایر، ژوزف کوفنر، جان کپلر و ...
سرانجام گیتار در قرن 19 ام با شخصیتی به نام تارگا (1852 – 1909) به اوج قله شکوه و شکوفایی خود رسید. آنطور که تاریخ گواهی می دهد نوآوریهای تارگا در نوازندگی گیتار بیش از آنکه به استفاده از ناخن ها یا به استفاده از گوشت انگشتان مربوط باشد به پوزیسیون دستان و انگشتان و همینطور نحوه ی نواختن سیمها مربوط می شد. نگرانی تارگا بیش از هر چیز ناشی از دست یافتن به یک صدای قوی در ساز گیتار بود. او به ین منظور برای مدتی به مطالعه ی مکانیزم پیانو پرداخت. آرا و نظراتی که در اواخر قرن 18 ام و همینطور در قرن 19 جریان داشت همگی حاکی از این موضوع بودند که ساز گیتار باید به عنوان سازی همراهی کننده شناخته شود نه به عنوان سازی برای اجرا در کنسرتهای تکنوازی. تارگا منکر تمامی این نظریات شد. تنظیماتی از باخ، بتهون، موزارت هایدن و آهنگسازانی اسپانیایی مانند آلبنیز و مالاتس توانی های ساز گیتار را به همگان اثبات نمودند
تصویری از تارگا را در زیر مشاهده می کنیم :

جالب است بدانیم که خود آلبنیث (آهنگساز و نوازنده پیانو) پس از گوش دادن به تنظیمات آثار خود بر روی گیتار با اجرای تارگا گفت اجرا این قطعات بر روی گیتار با ارزش تر جلوه می كند تنظیمات تارگا برای گیتار که توسط نوازندگان مختلف در کنسرت ها اجرا می شد باعث ایجاد علاقه در دیگر آهنگسازان نظیر دو فایا، ترینا پنسه، ویلا لوبوس، کستلنوو، تدسکو و مانن شد که به احتمال زیاد آنها پیش از ین به فكر آهنگسازی برای گیتار نیفتاده بودند. یکی از پیروان تارگا میگل یوبرت بود که در آن زمان کنسرت های زیادی را در اروپا، ایالات متحده و امریکای جنوبی برگزار نمود. از دیگر پیروان تارگا میتوان به امیلیو پوخول و دنیئل فرتئا اشاره کرد. با اینکه گیتار یک ساز هارمونیک با توانایی های بسیار است اما در مقایسه با سازی نظیر پیانو دارای رتبه و درجه ی محدود می باشد.
تصویری از گیتار در دوران معاصر:

نتیجه ، قطعاتی با یک بافت پولی فونیک به همراه جزئیات نسبتا زیاد نمی توانند روی گیتار به خوبی خود را تطبیق دهند
در هر صورت تمامی نوازندگان گیتار کلاسیک امروزه خود را به نوعی مدیون تارگا مؤسس مکتب مدرن در گیتار میدانند.
در کنار تلاش ها و فعالیت هایی که تارگا برای خلق تکنیکهایی پایدارتر در گیتار انجام داد جا دارد که از شخصیتی به نام آنتونیو تورس خورادو (1817 – 1892) نیز نام برده شود که به پیشنهاد جولیئن آرکاس ساختار گیتار را با بزرگتر نمودن جعبه صدای گیتار و پهن کردن دسته آن تکمیل تر نمود
تصویری از آنتونیو تورس :

در آغاز قرن 20 ام شایسته است که یادی از آندره سگویا (متولد 1890) بکنیم که توانست گیتار را وارد بزرگترین سالن های گیتار در سرتاسر جهان نماید. علاوه بر این او روی آهنگسازان مدرن تاثیری عمیق باقی گذاشت طوری که آنها را ترغیب نمود که آثاری را برای گیتار شامل کنسرتوها و قطعاتی برای ارکستر بنویسند. آهنگسازانی نظیر کاستلنوو- تدسکو، ویلا لوبوس، رودریگو
تصویری از آندره سگویا
یکی از شخصیت های مهم دوره ی سگویا آگوستین باریوس آهنگساز و نوازنده ی بزرگ گیتار امریکای لاتین
او در کشور پاراگوئه متولد شد و در دوران حیاتش به سرتاسر امریکا و اروپا سفر نمود. تعداد آثار او به حدود 300 عدد میرسند و دارای احساس موسیقیایی عمیقی هستند
.....
از میان بزرگترین گیتاریست های آغاز قرن 20 ام میتوان به نارسیسو یپز و همچنین رجینو سنز دو لا مزا اشاره نمود که نخستین نوازنده ای بود که به اجرا کنسرتوارارانخوئز از اثار مشهور رودریگو در سال 1940 پرداخت .
تصویری از نارسیسو یپز

تصویری از رجینو سنز دو لا مزا

مدتی بد گیتاریست های برجسته دیگری ظهور کردند همچون جولیام برم، جان ویلیامز، پپه رومرو و نوازنده ی ونزوئلائی آلیریو دیاز
تصویری از جولیام برم

تصویری از جان ویلیامز

تصویری از آلیریو دیاز

تصویری از پپه رومرو

آبل کارلوارو استاد برجسته گیتار از کشور اروگوئه یکی دیگر از شخصیت هایی بود که باعث بسط و گسترش تکنیکهای مختلف در نوازندگی گیتار شد. فعالیتهای او تاثیری عمیق در پیدایش آهنگسازان برجسته همچون لئو برور و نوازندگانی مطرح مانند ادورادو فرندز، دیوید رسل منوئل بارکو، الیوت فیسک، کریستوفر پارکنینگ، کازوهیتو یمیشیتا و ... داشت.
تصویری از آبل کارلوارو

تصویری از کریستوفر پارکنینگ

تصویری از کازوهیتو یمیشیتا

تصویری از دیوید رسل

مانوئل بارکو

تصویری از ادورادو فرندز

در حال حاضر نیز ساز گیتار یکی از محبوبترین سازهای جهان به شمار می رود



